X
تبلیغات
زندگی

زندگی

زیباترین و مهمترین هنر زندگی

نمره ۲۰ یکی از عوامل مهم ایجاد استرس و اضطراب در دانش آموزان است. بیست، نمره‌ای است که اکثر والدین و دانش آموزان در پی آن هستند، در حالی که این نمره بیانگر یادگیری کامل از سوی دانش آموزان نیست بلکه فقط نشان می‌دهد که دانش آموز مطالب کتاب‌های درسی خود را خوب حفظ کرده است.

پریسا دختری ۱۶ ساله است که برای درس و مدرسه‌اش اهمیت خاصی قائل است. والدین او حساسیت فوق‌العاده‌ای نسبت به نمرات و امتحانات او دارند و همین مساله شب‌های امتحان را برای پریسا به کابوسی بزرگ تبدیل می‌کند. گرچه او همیشه درس‌هایش را به موقع حاضر می‌کند اما اضطراب شب امتحان، اغلب نتیجه کارش را خراب می‌کند.
او دلش می‌خواهد شب امتحان هیچ‌وقت نرسد. مرتب خودش را سرزنش می‌کند که چرا با اینکه شاگرد زرنگی است و مفاهیم درسی‌اش را به‌خوبی فرا گرفته نمی‌تواند از عهده پاسخ گویی به سوالات امتحان برآید. همیشه سر جلسه امتحان دلشوره دارد و نگرانی گرفتن نمره کمتر، امانش را می‌برد. از طرف دیگر، سفارش‌های پدر که از او می‌خواهد هر طور شده نمره ۲۰ بگیرد، او را آرام نمی‌گذارد. مدام از خود می‌پرسد، روزی می‌رسد که چیزی به نام امتحان وجود نداشته باشد؟پدر و مادر پریسا اعتقاد دارند، برای بهتر شدن وضعیت امتحانات دخترشان از هیچ کاری دریغ نکرده‌اند. شما هم همین‌طور فکر می‌کنید؟
همه انسان‌ها اضطراب را در زندگی خود تجربه می‌کنند و این کاملا طبیعی است که مردم هنگام مواجهه با موقعیت‌های تهدیدکننده و تنش‌زا مضطرب ‌شوند. اضطراب اگر در برابر عاملی حقیقی ایجاد شود، سازنده است چون فرد را از خطر دور می‌کند، اما احساس اضطراب شدید و مزمن در غیاب علت واضح، غیرعادی است و نه تنها سازنده نیست، بلکه آثار مخرب و زیانباری نیز دارد. در رابطه با اضطراب امتحان، باید نوع اضطراب بررسی شود که واقعی است یا اخلاقی. اضطراب واقعی بر اثر تسلط نداشتن بر مطالب درسی حاصل می‌شود و اضطراب اخلاقی، نگرانی از به دست نیاوردن نتیجه مورد انتظار خود یا والدین و یا معلم مربوطه است (ترس از دست دادن موقعیت و جایگاه خود.) چنین دانش‌آموزی حتی در صورت آمادگی کامل برای امتحان می‌تواند نتیجه آزمون را تحت تاثیر قرار دهد.

علائم و نشانه‌های اضطراب
عصبی بودن، آرام و قرار نداشتن، تنش، احساس خستگی، سرگیجه، تکرر ادرار، بی‌حالی، تپش قلب، اسهال، تنگی نفس، نگرانی و دلهره، لرزش، تعریق، بی‌خوابی، اشکال در تمرکز حواس، گوش به زنگ بودن. همان‌‌طور که ملاحظه می‌کنید، تمام اینها علائمی ‌هستند که حتما همه طعم آنها را کم و بیش چشیده‌ایم اما به راستی چرا شب‌های امتحان این‌قدر طولانی و سخت می‌گذرند و چطور می‌توان این شب های پر اضطراب را به راحتی سپری کرد؟

شب امتحان، شب اضطراب
همان‌طور که قبلا اشاره شد یکی از علل اضطراب ناشی از امتحان، تسلط نداشتن بر مفاهیم درسی است. ضعف در عملکرد معلمان، تطبیق نداشتن مفاهیم کتاب های درسی با روحیات دانش آموزان و موارد دیگر، سبب جدایی دانش آموزان از کتاب‌های درسی و نگرفتن مفاهیم آموزشی می‌شود. امتحان بین دانش آموزان و معلمان به صورت یک خط قرمز در آمده است، به طوری که معلم درس می‌دهد تا فقط دانش آموز در امتحان قبول شود و دانش آموز نیز درس می‌خواند تا فقط بتواند از پس سوالات امتحان برآید و تاکیدی بر میزان یادگیری دانش آموزان وجود ندارد.
نمره ۲۰ یکی دیگر از عوامل مهم ایجاد استرس و اضطراب در دانش آموزان است. بیست، نمره‌ای است که اکثر والدین و دانش آموزان در پی آن هستند، در حالی که این نمره بیانگر یادگیری کامل از سوی دانش آموزان نیست بلکه فقط نشان می‌دهد که دانش آموز مطالب کتاب‌های درسی خود را خوب حفظ کرده است.
بیش از ۹۳ درصد دانش آموزان به دلیل تاکید فراوان خانواده و معلمان مدارس در روزهای امتحان دچار استرس و اضطراب هستند که این عامل، درصد افت تحصیلی دانش آموزان را افزایش می‌دهد و سبب عدم ارائه کامل آموخته‌های دانش آموزان می‌شود. طبق مطالعات انجام شده اضطراب ناشی از امتحانات می‌تواند تا ۷۰ درصد سبب کاهش یادگیری دانش آموزان خصوصا در مقاطع راهنمایی و متوسطه شود. اضطراب امتحان یادگیری دانش آموزان را مختل کرده و سبب بروز اختلالات رفتاری همچون تیک‌های عصبی و پرخاشگری در آنها می‌شود.

چه باید کرد؟
کاهش اضطراب شب امتحان تنها بامشارکت معلمان و والدین و خواست و اراده خود فرد امکان‌پذیر است. نکات زیر می‌تواند شما را در سپری کردن شب‌های پر اضطراب امتحان یاری کند:

● سخنی با معلمان
▪ به دانش آموزان بیاموزید که شب‌های امتحان، زمان یادگیری دروس نیست و در این شب‌ها فقط باید به مرور درس‌ها پرداخت.
▪ باید به دانش آموزان آموخت که مدتی مانده به روز امتحان، کتاب درسی را به چند قسمت تقسیم کنند و هر روز قسمتی از آن را بیاموزند و آموخته‌های خود را در جایی یادداشت کنند تا در فرصت‌های مختلف بتوانند آنها را مرور کنند.
▪ برنامه امتحانی را چند هفته قبل از شروع امتحانات به دانش آموزان اعلام کنید.
▪ فاصله بین جلسات امتحان را با توجه به سختی یا آسانی دروس تنظیم کنید.
▪ پس از تهیه برنامه امتحانی، تا آنجا که ممکن است، تغییر جدیدی در برنامه ایجاد نکنید.
▪ محل برگزاری امتحان باید دارای تهویه مناسب، نور کافی، دمای مناسب و صندلی مناسب باشد.
▪ محل برگزاری امتحان، باید عاری از هرگونه عوامل مزاحم از قبیل سروصدا باشد.
▪ با دانش آموزان به صورت اطمینان بخش و امیدوارکننده در کلاس و جلسه امتحان برخورد کنید.
▪ قبل از شروع جلسه، فاصله افراد باید رعایت شده باشد تا زمان برگزاری جلسه نیازی به جابه‌جایی و حرکت نباشد.
▪ مراقبان نباید در حین برگزاری جلسات با یکدیگر صحبت کنند.
▪ ابتدای جلسه امتحان، راهنمایی و توضیح کافی پیرامون آن آزمون بدهید ودر حین جلسه از توضیح اضافی که موجب حواس پرتی آنان می‌شود اجتناب کنید.
▪ قبل از اتمام کلاس‌ها و شروع امتحانات به دانش آموزان اطمینان بدهید و آنها را از امتحان نترسانید.
▪ به دانش آموزان بگویید سوِالات از کتاب درسی آنهاست و آنها با مطالعه کتاب‌های درسی خود به راحتی می‌توانند به سئوالات پاسخ دهند.
▪ از ایجاد رقابت ناسالم در میان دانش آموزان اجتناب کنید .
▪ در طرح سئوال، اصول سنجش و اندازه گیری، به خصوص سطح دشواری سئوالات را رعایت کنید.

● سخنی با والدین
▪ حتی المقدور برای صبح امتحان فرزندتان صبحانه مناسبی آماده کنید و به هیچ وجه او را گرسنه به جلسه امتحان نفرستید.
▪ شب امتحان، آرامش لازم را برای دانش آموزان برقرار کنید.
▪ عسل، کشمش و خرما، جزو منابع غذایی هستند که می‌توانند کالری مناسبی را در روزهای امتحان به دانش آموزان منتقل کنند.
▪ محیط خانواده، باید دور از تنش‌های عاطفی و مشاجره باشد.
▪ در ایام امتحانات باید رفت وآمدها و میهمانی های خانوادگی تعطیل یا محدود شود.
▪ محیط فیزیکی آرام و بی سروصدایی برای مطالعه دانش آموزان فراهم کنید.
▪ به استراحت و خواب دانش آموزان توجه کافی داشته باشید .
▪ هنگام امتحانات، دانش آموزان نیاز به حمایت عاطفی و اطمینان بخش بیشتری دارند. در این زمینه اقدام موثر داشته باشید.
▪ از توقعات بی جا و فشار بیش از حد برای مطالعه خودداری کنید.
▪ در صورتی که فرزندتان از موفقیت در یکی از امتحانات رضایت خاطر نداشت، اورا مورد حمایت قرار دهید و از سرزنش او خودداری کنید.
▪ باید از حبس کردن دانش آموز در اتاق برای مطالعه خودداری کرده و به دانش آموز اجازه استراحت و تفریح لازم نیز بدهید.
▪ انتظارات بالا و بیش از حد توانایی فرزندتان، می‌تواند در ایجاد اضطراب و شدت آن موثر باشد. پس انتظارات خود را تعدیل کنید.
▪ از مقایسه فرزندان با یکدیگر و با دیگران پرهیز کنید .‌

 

به طور طبیعی هنگامی که دانش آموز درس را آن طور که باید مطالعه نکرده باشد, هنگام امتحان به عنوان یک مکانیسم دفاعی دچار اضطراب می شود!

ترس هایی از قبیل اینکه امتحان را خراب می کنم, نمره ای که می خواهم نمی گیرم و … که این ترس منطقی و طبیعی است. چون اگر دانش آموز در مطالعه درس کاهلی کرده باشد طبیعتا نگران نمره خواهد بود.

اما نوعی از اضطراب وجود دارد که به صورت یک نوع ترس مرضی و اختلال شناخته می شود. در این شرایط هرچقدر هم که دانش آموز برای امتحان آماده باشد از ترس اینکه مبادا نمره اش کم شود باز دچار همان اضطراب هایی می شود که وقتی درس نخوانده باشد سراغش می آیند. با اینکه او درس را خوانده, آماده است و می داند همان قدر که باید و حتی بیشتر مطالعه کرده, اما باز موقع امتحان تپش قلب می گیرد, دهانش خشک می شود, عرق می کند, بدنش سرد یا داغ می شود و نهایتا احساس می کند هرآنچه که مطالعه کرده فراموش کرده است. این نوع اختلال غیرطبیعی است و احتیاج به درمان دارد.

راهکارهایی برای بهتر کردن مطالعه

مراحل زیر را به فرزندتان بیاموزید تا با مطالعه بهتر درس هایش از استرس و اضطرابش کاسته شود:
-اولین کار این است که دانش آموز درس را کامل خوانده باشد. برخی از دانش آموزان هنگام مطالعه تمرکز کافی ندارند. معمولا این افراد همان هایی هستند که وسواس مطالعه دارند؛ یعنی ممکن است یک فرد صفحه ای را که باید در عرض پنج دقیقه مطالعه کند, یک ساعت مطالعه آن را طول دهد و باز احساس کند هر چقدر می خواند پیش نمی رود.
-به فرزندتان بیاموزید که هنگام مطالعه خلاصه نویسی کند. به او بگویید: تصور کن مثلا می خواهی به نقطه ای در کره زمین برسی؛ ابتدا با ماهواره, خوب کل زمین را, بعد یک کشور را, بعد یک شهر را و بعد منطقه ای از آن شهر را که می خواهی, رصد می کنی, یعنی از کل به جز پیش می روی.
به این ترتیب با ذکر این مثال به دانش آموز یاد بدهید که ابتدا یک دور سر فصل ها را مطالعه کند, بعد یک دور روزنامه وار کتاب را ورق بزند و چند خط اول هرفصل را مطالعه کند. پس از آن کمی روی محتوای فصل های کتاب دقیق شود و با سبک نوشتاری کتاب آشنا شود؛ به طور مثال ببیند آیا در نگارش کتاب, آخر فصل ها به صورت سوال دوره شده است یا خلاصه. کدام فصل ها به نظر سخت تر می رسد کدام آسان تر و… .
-بعد از این مراحل هنگامی که دانش آموز در حال حفظ کردن مطالب است به چشم یک طراح سوال مطالعه کند و قسمت هایی از کتاب را که احساس می کند مهم تر یا سخت تر است با قلم و کلمات خودش یادداشت کند. به فرزندتان یاد بدهید که نه حفظیات بلکه آن چیزی را که از درس ها فهمیده روی کاغذ بیاورد.
-در مرحله بعدی دانش آموز باید یادداشت هایش را مطالعه کند و شب امتحان آن چندین صفحه یادداشت را به صفحات کمتری کاهش دهد. طبیعتا خواندن چند صفحه خلاصه شده در شب امتحان راحت تر از خواندن یک کتاب است.

عدم تمرکز هنگام مطالعه

برای اینکه فرزندتان هنگام مطالعه بتواند تمرکز کند, نکات زیر را به او یادآوری کنید و شرایط لازم را فراهم سازید:
-برای اینکه دانش آموز موقع مطالعه تمرکز داشته باشد باید انگشت خود را روی کلمات راه ببرد. یعنی همزمان که چشم روی کلمات حرکت می کند انگشتش را هم روی خطوط حرکت دهد. خوب است یک برگه کنار دست خود قرار دهد و تمام افکار مزاحم غیر از درس را که مانع مطالعه اش می شود, درآن بنویسد؛ عین همان افکار و بدون سانسور و بعد آن را دور بریزد.
- یکی دیگر از عواملی که باعث عدم تمرکز می شود گوشی های تلفن همراه است. هنگام درس خواندن باید تلفن همراه خاموش باشد تا دانش آموز بتواند حواسش را جمع کند.
-هنگام مطالعه ترجیحا پشت یک میز خلوت بنشیند و فقط کتاب هایی را که قرار است بخواند روی آن قرار دهد.
-نور محل مطالعه باید مخلوطی از نوز زرد و سفید باشد.
-خانواده باید رد فصل امتحان شرایط خانه را برای درس خواندن بچه ها فراهم کنند. رفت و آمدها و مهمانی ها کم شود, سر و صدا و بحث و جدال نباشد و فضایی آرام و بدون استرس در خانه حاکم شود.

تغذیه و خواب

تغذیه فرزندتان را در ایام امتحان بیشتر کنترل کنید:
-قبل از خواب از مصرف مواد انرژی زا مانند خرما, کاکائو و شیرینی پرهیز شود.
-بهتر است از لبنیاتی مانند شیر, دوغ و ماست استفاده شود. این مواد تا حدی از میزان اضطراب دانش آموز کاسته و منجر به خوابی آرام و راحت می شود.

قبل از جلسه امتحان

اضطراب را همانند دیگر احساسات طبیعی نباید انکار کرد. چراکه از مکانیسم های دفاعی بدن است. بهترین کار این است که دانش آموز با این احساس خود کنار بیاید و بداند که این احساس طبیعی است.
دانش آموز باید درس مربوطه را خوانده باشد و با خود, این جملات را مرتب تکرار کند: «من میدانم به اندازه کافی مطالعه کرده ام و نسبت به خیلی ها آماده تر هستم, من می دانم که خیلی از سوال ها را جواب می دهم و هرچه را که لازم بوده خوانده ام.»
این جملات دقیقا برعکس افکار اضطرابی هستند و به محض اینکه افمار اضطرابی به سراغ دانش آموز آمد, بهتر است این جملات مثبت را زمزمه کند.

هنگام امتحان

شما سر جلسه امتحان همراه فرزندتان نیستید اما قبل از امتحان شرایط زیر را با او تمرین کنید تا سر جلسه آنها را برای خود تکرار و خودش را آرام کند:
-هنگام برگزاری آزمون و زمانی که برگه ها درحال توزیع است بهتر است دانش آموز چشمش را ببندد و یک فضای لذت بخش را که قبلا تجربه کرده مجسم کند. قبل از امتحان با فرزندتان حرف بزنید و این فضا را با او تمرین کنید؛ مثلا خاطره یک مسافرت شیرین یا یک پارک زیبا را با فرزندتان یادآوری کنید.
-بعد از آن سه الی پنج تنفس شکمی انجام دهد. موقع تنفس فقط به جریان هوا و اکسیژنی که وارد ریه ها می شود فکر کند. این کار میزان اضطراب را به شدت کاهش می دهد. تپش قلب را کمتر می کند و حالت فراموشی را که به علت اضطراب ایجاد می شود از بین می برد.
-اگر فرزندتان با تمام این توصیه ها نتواند بر اضطراب خود غلبه کند, بهتر است او را نزد مشاور ببرید تا با جلسات روان درمانی اضطراب او درمان شود.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 18:7  توسط ghazal  | 

روشهایی شگفت اگیز برای افزایش قدرت یادگیری.

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری چهارم www.pichak.net كليك كنيد

همه ما این واقعیت را می دانیم: یادگرفتن یک چیز تازه کار سختی است. اما اگر یک دانش آموز، دانشجو، متخصص یا بیزنس من باشید، لازم است که هر روز چیزهای تازه ای یاد بگیرید. با رشد استفاده از اینترنت، اطلاعات پیرامون ما با سرعت غیرقابل کنترلی رو به افزایش است. باید از خیلی مسائل آگاه شویم، خیلی چیزها یاد بگیریم و در خیلی از موضوعات متخصص شویم و این خیلی سخت است.

اما بد نیست طوری دیگر به آن فکر کنید. اگر می توانستید همه این موارد را خیلی راحت یاد بگیرید چه اتفاقی می افتاد؟ همه دشمن شما می شدند و به شما حسادت می کردند. آنوقت هر کاری می کردید، در آن بهترین بودید و در همه رقابت ها و مسابقات اول می شدید. بیزنس شما به طرز قابل توجهی رشد می کرد و در زندگی کاریتان پشت سر هم ترفیع می یافتید.

اما برای این باید به طور منظم و البته موثر چیزهای تازه ای یاد بگیرید.

اگر یک فرشته راه را به شما نشان می داد و با بالا بردن قدرت یادگیری شما، حقایق لازم برای موفقیت را در اختیارتان می گذاشت چه اتفاقی می افتاد؟

خوب البته همچنین فرشته ای وجود ندارد اما ما برایتان لیستی تدارک دیده ایم که با کمک آن می توانید با رمز و راز های یادگیری آشنا شوید و خوشبختانه این لیست کاملاً مجانی است.

مهم نیست که چه میخواهید یاد بگیرید، می تواند فیزیک یا اقتصاد باشد یا حتی جامعه شناسی یا هر چیز دیگری. مهم نیست که در چه مقطعی باشید، داشن آموز، دانشجو، یک متخصص یا حتی فردی بازنشسته. با کمک این مقاله می توانید مسائل تازه را آسانتر یاد بگیرید.

اما چند هشدار:

هیچ پیشینه تاریخی مطرح نمی شود.

این یکی از آن مقالات ۲۰۰ صفحه ای نیست که دنبال کردن آن خسته تان کند.

در این مقاله یکسری تکنیک به شما آموزش داده می شود که با کمک آنها می توانید نتیجه بهتری بگیرید.

علاقه مندید؟

سفر خوش!

◄      نکته ۱:

آیا تا به حال فکر کرده اید که چه زمان از روز بهترین زمان برای یادگیری و درس خواندن است؟ خیلی ها می گویند اول صبح بهترین وقت است و بعضی دیگر عقیده دارند شب ها قبل از خواب بهترین ساعت است.

از تجربه خودم می توانم بگویم که اگر لازم است چیزی را حفظ کنید باید شب قبل از خواب اینکار را بکنید. چون در آن حالت مغزتان بعد از یاد گرفتن یک چیز جدید استراحت می کند و به خاطر آوردن آنها راحت تر خواهد بود.

اما اگر می خواهید مسائل ریاضی حل کنید یا یاد بگیرید بهتر است اینکار را اول صبح بکنید چون در آن ساعت مغزتان به خاطر خواب شب قبل کاملاً سرزنده است و ایده هایی نو پیش رویتان قرار می دهد. اما دقت کنید که حتماً باید خواب خوبی داشته باشید تا صبح سرزنده بیدار شوید.

◄      نکته ۲:

قبل از درس خواندن به هیچ وجه غذای سنگین نخورید. اینکار باعث می شود احساس خواب آلودگی به شما دست دهد چون بعد از غذا خوردن خون بیشتر در نواحی شکم گردش پیدا می کند تا مغزتان.

◄      نکته ۳:

خواندن در حالت ایستاده باعث می شود بتوانید سریعتر بخوانید. می توانید از این تکنیک در زمان هایی که کمبود وقت دارید استفاده کنید.

◄      نکته ۴:

بعد از خواندن یا یاد گرفتن چیزی که نیاز به فعالیت فیزیکی هم داشته است حتماً استراحت کنید و بخوابید و کار دیگری نکنید.

◄      نکته ۵:

در صورت امکان سعی کنید مطالب را بلند بلند بخوانید. بلند خواندن مطالب سرعت شما را پایین می آورد و این مسئله باعث می شود که بخش های بیشتری از مغزتان درگیر شود. با بلند خواندن شما صدای خودتان را می شنوید و بخشی از مغزتان که کار شنیدن را برعهده دارد نیز فعال می شود و آنچه میخوانید را ضبط میکند.

◄      نکته ۶:

استفاده از رسانه ها هم باعث می شود استفاده بیشتری از مغزتان بکشید. می توانید از ضبط صوت استفاده کنید یا از ویدئوهایی درمورد موضوع مورد نظرتان استفاده کنید. همچنین دانش آموزان می توانند از بازی های کامپیوتری درمورد درس مورد نظرشان استفاده کنند.

◄      نکته ۷:

درصورت امکان می توانید آموزشهای مربوط به سخنرانی در عموم را یاد بگیرید. اینکار باعث می شود در جمع یا گروهتان برای حرف زدن احساس خجالت نکنید.

◄      نکته ۸:

برای استراحت هم وقت بگذارید. هیچوقت ساعت های طولانی پشت سر هم درس نخوانید. حداقل هر یک ساعت یکبار ۱۰ تا ۱۵ دقیقه به خودتان استراحت بدهید. وقتی موضوع خسته تان کرد کمی استراحت کنید و دوباره از نو شروع کنید. وقتی بعد از استراحت دوباره به سراغ آن موضوع می روید بینش جدیدی برای یادگرفتن آن پیدا خواهید کرد.

◄      نکته ۹:

به طور منظم یک ورزش خاص را انجام دهید. اگر وقت ندارید حتی ۲۰ دقیقه ورزش سبک هم کافی است. به این دلیل به آن نیاز دارید که همانطور که می دانید از قدیم گفته اند عقل سالم در بدن سالم است. می توانید حتی در یک کلاس رقص ثبت نام کنید. رقص نه تنها ورزش است بلکه بسیار مفرح بوده و برایتان لذت بخش خواهد بود.

خودتان را آنطور که هستید بپذیرید و دوست داشته باشید. اگر خودتان را قبول نداشته باشید نخواهید توانست کار خوبی انجام دهید. البته منظورم این نیست که درمقابل خصوصیات و ویژگی های منفی خودتان کور باشید. باید از نقاط منفی خود آگاه شوی و برای از بین بردن آنها تلاش کنید. همه ما انسان هستیم و خصوصیات مثبت و منفی در همه ما در کنار هم وجود دارد.

◄      نکته ۱۰:

درسی را که قرار است آن روز به شماآموزش دهند از قبل بخوانید حتی اگر متوجه چیزی در آن نشوید. با اینکار خواهید توانست سوالات بهتری سر کلاس بپرسید و مطلب را بهتر هضم کنید. و باور کنید بااینکار از همه در کلاس جلو می افتید.

◄      نکته ۱۱:

اگر لازم است درمورد موضوعی مرتبط با درس سر کلاس صحبت کنید، اول مطالبتان را آماده کنید و بعد آنرا جلو آینه تمرین کنید. اینکار باعث می شود آمادگی بیشتری بپیدا کنید.

◄      نکته ۱۲:

اگر قرار است گروهی درسی را بخوانید اول مطمئن شوید که گروهتان بیشتر از ۳ نفر نباشد. البته بهتر است که درس خواندنتان به تنهایی و در اتاقی با تهویه و نور مناسب انجام شود.

◄      نکته ۱۳:

وقتی خسته اید درس نخوانید. وقتی خسته اید مغزتان خوب کار نمی کند و در فهم مطالب به مشکل خواهید خورد و باعث می شود فکر کنید درس مورد نظر دشوار است. زمانتان را برنامه ریزی کنید.

◄      نکته ۱۴:

اگر برای درس خواندن یا انجام پروژه های خود از کامپیوتر استفاده می کنید در وضع نشستن خود دقت کنید. اطلاعات خود را به طور منظم ذخیره کنید تا با قطع برق یا اتفاقات دیگر به مشکل نخورید.

◄      نکته ۱۵:

وقتی می خوانید یا می نویسید، نور را طوری تنظیم کنید که به شانه چپ شما بتابد. اینکار باعث می شود موقع نوشتن سایه دستتان اذیتتان نکند. (البته اگر راست-دست هستید برای چپ دست ها دقیقاً متضاد این صحیح است.)

◄      نکته ۱۶:

از خواندن در ماشین یا وسیله در حال حرکت خودداری کنید. در این حالت تمرکز برای چشم های شما دشوار خواهد شد و خیلی زود خسته می شوند. اگر واقعاً می خواهید از زمانتان استفاده کنید می توانید از قبل درستان را ضبط کرده و در ماشین گوش دهید.

نکته ۱۷:

برای استاد شدن در یک سبک نوشتار، روزی ۱۰ دقیقه یک اثر از یک نویسنده مدرن را در دفترتان کپی کنید. اگر فقط آن اثر را بخوانید، سبک نوشتارتان ارتقاء نمی یابد. باید حتماً آنرا در دفترتان کپی کنید تا سبک نوشتار خودتان هم خوب شود.

نکته ۱۸:

بطور مداوم دوره کنید. وقتی چیزی می خواهید یاد بگیری، ارتباطات عصبی جدید ایجاد می شود. اما این ارتباطات یا راه ها دائمی نیستند. دوره کردن باعث می شود این راه های ارتباطی قوی بماند و مطلب سالها در ذهنتان ماندگار شود.

نکته ۱۹:

یک دفترچه داشته باشید  و نکات مهم را در آن یادداشت کنید. تحقیقات نشان می دهد که اینکار باعث می شود مطلب بیشتری یاد بگیرید حتی اگر دیگر آن دفترچه را مرور نکنید.

نکته ۲۰:

ساخت لغت را تمرین کنید. داشتن دایره لغت خوب سرعت خواندن شما را بالا می برد. لغت نامه های مختلف کنار دستتان داشته باشید تا در صورت لزوم از آنها استفاده کنید. با خواندن گاه و بیگاه لغت نامه دانش و دایره لغتتان به مرور توسعه می یابد.

نکته ۲۱:

یادتان باشد که فقط توجه دقیق به موضوع کافی نیست. حتماً باید بتوانی بین پایه کنونی دانشتان و تجربیاتتان ارتباط برقرار کنید.

نکته ۲۲:

قبل از خواندن یک کتاب، نگاهی به فهرست آن بیندازید. بااین روش یک ایده کلی از موضوع کتاب پیدا می کنید و درکتان از مطالب بهتر می شود.

نکته ۲۳:

موقع امتحانات دقت کنید که بین خطوطتتان حتماً فاصله کافی باشد. همین مسئله ساده پاسخ های شما را قابل خواندن می کند. و هرچه نوشته ها قابل خواندن تر باشد نمره بهتری خواهید گرفت.

نکته ۲۴:

روشی را برای شماره گذاری جزوات و دفترها انتخاب کنید که مدیریت آنها را آسانتر کند. برای نگهداری جزوه هایتان یک سیستم سازمان یافته داشته باشید.

نکته ۲۵:

حافظه را می توان به دو بخش تقسیم کرد. حافظه کوتاه مدت و بلند مدت. اینجا برایتان توضیح می دهم که این چطور بر یادگیری شما تاثیر می گذارد.

وقتی اول چیزی یاد می گیرید در حافظه کوتاه مدت شما ذخیره می شود و اگر در مدت کوتاهی (۱۵ تا ۲۰ روز) دوباره آنرا مرور نکنید از حافظه تان خارج می شود. اگر سعی کنید بعد از آن مدت آنرا مرور کنید همه چیز برایتان دوباره جدید خواهد شد اما اگر بین ۱۵ تا ۲۰ روز آنرا دوره کنید به حافظه بلند مدت شما سپرده خواهد شد و وقتی وارد آنجا شد دیگر هیچوقت بیرون نمی رود.

نکته ۲۶:

اگر می خواهید مطالعاتتان نتیجه خوبی در بر داشته باشد، سعی کنید اولین تاثیر را خوب بر جای بگذارید. توضیح می دهم که منظور چیست. اگر تاثیر نادرست بگذارید دیگر هیچ مقدار دوره کردن و مرور کردن به شما کمک نخواهد کرد و فقط باعث قوی تر شدن آن مفهوم اشتباه می شود.

برای جلوگیری از بروز چنین وضعیتی باید همیشه با استادان و معلمانتان در تماس باشید. و اگر موضوع مورد مطالعه تان قابلیت این را داشت که اصول و قواعدی که یاد گرفته اید را عملی کنید، حتماً به هر وسیله ای اینکار را بکنید (مثلاً اگر فیزیک می خوانید می توانید مسئله حل کنید، اگر برنامه نویسی کامپیوتر می خوانید می توانید برنامه بنویسید).

نکته ۲۷:

اگر موادی را می خوانید که لازم است به مدت طولانی به خاطر بسپارید، بعد از خواندن همه آنچه که خوانده اید را بنویسید. نوشتن باعث می شود دوباره به موضوع فکر کنید. اگر نمی توانید با کتاب بسته بنویسید اشکالی ندارد کتاب را روبه رویتان گذاشته و رونویسی کنید.

نکته ۲۸:

اینکه تمرینات دوره خود را چطور برنامه ریزی کنید هم اهمیت زیادی دارد.اولین مرتبه دوره را باید بین ۳ هفته بعد از خواندن قرار دهید و دومین مرتبه را بعد از ۳ ماه انجام دهید.

نکته ۲۹:

از جنبه های عملی قضیه دور نشوید. اگر موضوعتان به گونه ای است که امکان تمرینات عملی را پیش رویتان قرار می دهد به هر وسیله ای تمرینات عملی را انجام دهید. اگر تاریخ می خوانید به مکان های تاریخی مهم بروید.

نکته ۳۰:

اگر فیزیک یا شیمی می خوانید به جای اینکه فقط کار آزمایشگاهی کنید، مسائل عددی زیادی را حل کنید. اگر برق الکترونیک می خوانید، در کنار پروژه های آزمایشگاهی، مسائل چرخشی زیادی را روی کاغذ حل کنید. حل کردن مشکلات عملی روی کاغذ بسیار مفید است.

نکته ۳۱:

در به خاطر آوردن چیزی مشکل دارید؟ تنفس عمیق خیلی کمکتان میکند. اینجا توضیح می دهیم که چرا و چگونه میسر است.

تنفس عمیق به شما کمک می کند اکسیژن بیشتری برای مغز و بافت های بدنتان فراهم کنید. تنفس عمیق کل بدنتان را آرام و ریلکس می کند.

اینکار خیلی ساده است و نتایج خیلی خوبی برایتان در بر دارد. تمام کاری که باید بکنید این است که ۲۰ نفس عمیق و آرام بکشید تا جادوی آنرا حس کنید. هرموقع احساس خستگی کردید می توانید از این تکنیک استفاده کنید. هرموقع دیدید نمی توانید چیزی را به خاطر بیاورید هم از این تکنیک استفاده کنید.

بعنوان مثال، وقتی برای جمعی حرف می زنید ممکن است بعضی از حرف هایتان را فرامش کنید. استفاده از این تکنیک در چنین موقعیتی به کمکتان می آید.

خیلی افراد از این تکنیک قبل از امتحانات سخت استفاده می کنند. بد نیست شما هم امتحانش کنید.

نکته ۳۲:

در این نکته استراتژی فوق العاده ای را به شما آموزش می دهیم که از آن می توانید زمان هایی که درک  و فهمیدن مطلبی برایتان دشوار است استفاده کنید.

اول مطلب را باز کرده و بخوانید. سعی نکنید چیزی را بفهمید. بعد از یکبار خواندن دوباره آنرا بخوانید.

من وقتی این تکنیک کوچک را از یکی از استادانم یاد گرفتم همان روز آنرا امتحان کردم و دیدم که واقعاً موثر است. اگر ۲ تا ۳ پارارگراف را با هم بخوانید بهتر نتیجه میدهد. اول بدون اینکه روی جزئیات مطلب متمرکز شوید دو یا سه پاراگراف را بخوانید. هرچه کمتر تمرکز کنید بهتر است. سپس دوباره پاراگراف ها را بخوانید و اینبار با تمرکز و دقت زیاد. با این روش دیگر فهمیدن مطلب برایتان دشوار نخواهد بود.

برای آزمایش کردن این تکنیک چرا همین حالا امتحانش نمی کنید؟

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری چهارم www.pichak.net كليك كنيد

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم فروردین 1391ساعت 19:12  توسط ghazal  | 

می خواهم بهتر زندگی کنم!!!!!!!!!!!!!!!!

انسان هایی هستند كه از زندگی خود ناراضی می باشند. همیشه و در هر موقعیت كه آنها را ببینید فقط ابراز نارضایتی می كنند. این رفتار آنها خسته كننده و كسالت آور است. اگر از آنها بپرسید: آیا تا به حال به این فكر كرده اید كه بهتر از این هم می توان زندگی كرد، به شما خواهند گفت: سعی كرده ام ولی نمی شود. آیا شما هم از این دسته انسان ها هستید. آیا شما هم فقط ناراضی هستید و آیا شما هم فكر می كنید امكان تغییر وجود ندارد؟ اگر از این دسته آدمها هستید بدانید كه هم خود را زجر می دهید و هم همسرتان را در رنج مستمر قرار داده اید.

اگر دنبال زندگی بهتر هستید، از همین حالا شروع كنید . راهكارهای پیشنهادی ما را  بخوانید و عمل كنید.

1- مشكلات خود را ببینید، راه حل ها را یاد بگیرید و تلاش كنید موضوعاتی كه موجب رنج شما می شوند شناسایی كنید. اگر به نظر فرزندانتان، پدر یا مادر خوبی نیستید، سعی نكنید برای آنها دلیل بیاورید و آنها را قانع كنید كه اشتباه می كنند، بلكه یاد بگیرید چگونه می توان پدر خوبی بود.

2- هرگز فكر نكنید فقط درك شما درست است. ادراك شما فقط نتیجه آموخته ها و گذشته شماست. شایدغلط یاد گرفته باشید.

3- رفتارهایی را انجام دهید كه به خاطرآنها به شما احترام بگذارند ؛ نه این كه مجبور باشید به خاطر انجام آنها همواره عذرخواهی كنید.

4- یاد بگیرد چگونه باید زندگی را مدیریت كرد. مثلاً اگر علاقه دارید كه همسرتان به شما احترام بگذارد، باید روشی را انتخاب كنید كه منجر به این هدف شود.

5- اگر روشی را برای رسیدن به یك هدف، بارها و بارها تجربه كرده اید ولی به هدف نرسیده اید، حتما روش خود را تغییر دهید. مثلاً اگر برای این كه به شما احترام بگذارند، آنها را تحقیر كرده اید، روش خود را تغییر دهید.

6- برای انتخاب روشهایی كه شما را به هدف برساند حتماً از نظرات متخصصان استفاده كنید. هیچ انسانی وقت آن را ندارد كه برای انتخاب یك روش زندگی، همه راهها را تجربه كند.

7- قدرت خود را برای چشم پوشی نسبت به مسایل افزایش دهید. بسیاری از مسائل اصلاً ارزش ندارند كه وقت شما را بگیرند.

8- قدرت خود را برای گذشت نسبت به دوستانتان افزایش دهید. مسلماً دوستان شما آنقدر خوبی دارند كه شما آنها را دوست خود می دانید. باید بعضی از رفتارهای آنها را نادیده گرفت.

9- اول خودتان ثابت كنید، بعد بخواهید كه دیگران شما را باور كنند. دیگران استعدادهای شما را درك نمی كنند بلكه رفتارهای شما را می بینند.

10- اشتیاق و علاقه خود را به زندگی بهتر، نشان دهید. پرانرژی باشید.

11- با افرادی ارتباط برقرار كنید كه موفقیت شما را می خواهند. آنها شما را به سوی موفقیت هل خواهند داد.

12- همیشه برای نفر اول بودن حركت كنید، بهترین شوهر، بهترین زن، بهترین پدر، بهترین مادر، بهترین دوست.

مطمئن باشید پس از این، زندگی خیلی زیباتر خواهد شد.تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری دوم www.pichak.net كليك كنيد

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم فروردین 1391ساعت 19:2  توسط ghazal  | 

همیشه مثبت فکر کنید تا موفق باشید

 

ذهن‌ آدمی کارگاه تولید فکر است که از منبعی به نام ضمیر ناخودآگاه سرچشمه می‌گیرد. ضمیر ناخود آگاه نمی‌تواند خوب را از بد و درست را از غلط تشخیص دهد ولی چنان قدرتی دارد که اگر از آن غافل شویم می‌تواند سرنوشت ما را بدست گرفته و آن را به هر جایی که دوست دارد ببرد. در حقیقت نوع و کیفیت افکار و اندیشه ی آدمی سازنده ی نوع و کیفیت زندگی اوست، اندیشه‌ی زیبا و مثبت می‌تواند بهشتی در زندگی انسان بسازد، چنانکه اندیشه‌ی منفی و یأس‌آور می‌تواند جهنمی در زندگی او خلق کند. انسان‌ها همان خواهند شد که در اندیشه ی آنند، بنابراین آینده ی هر کس در گرو چگونگی نگرش او به زندگی است.

موفق‌ترین انسان‌ها کسانی هستند که توانسته‌اند در ذهن خود اندیشه‌های مثبت داشته باشند؛ آنان که می‌پندارند «قادر نیستند» ، در واقع مثبت‌نگری را کنار گذاشته و در جنبه‌های منفی وقایع تمرکز کرده‌اند.

تعریف تفکر مثبت:
شیوه‌‌ای از فکر کردن است که فرد را قادر می‌سازد نسبت به رفتارها، نگرش‌ها، احساس‌ها، علائق و استعدادهای خود و دیگران برداشت و تلقی مناسبی داشته باشد و با حفظ آرامش و خونسردی بهترین و عاقلانه‌ ترین تصمیم را بگیرد.

افکار مثبت و منفی:
افکار مثبت، افکاری سازنده‌، انگیزه دهنده و انرژی بخش هستند که بر اثرتلقین، تکرار و تمرین به ذهن راه می‌یابند و باعث می‌شوند ذهن و فکر مثبت شود. در این صورت کنترل فکر در اختیار ماست، در حالی که افکار منفی، افکاری باز دارنده و مخرب هستند و وقتی به ذهن راه یابند، تعمیم یافته و به سرعت تمام ذهن را اشغال می‌کنند. در این حالت ما در اختیار تفکرات منفی خود قرار داریم.

ویژگی‌های افراد مثبت‌نگر:

- با وجود تفکر درباره‌ی گذشته و آینده، در زمان حال زندگی می‌کنند و از آنچه دارند راضی و خشنود هستند.

- از نظرات درست و منطقی دیگران استقبال می‌کنند و برای رد کردن نظرات نادرست حتماً دلیل منطقی دارند.

- در گفتارهای خود از کلمات و عبارات مثبت و امیدبخش استفاده می‌کنند.

- همیشه سعی می‌کنند با تلاش و کوشش به موفقیت برسند و اگر در کاری موفق نشدند، عامل را ابتدا در خود و سپس در شرایط بیرونی جستجو می‌کنند.

- همیشه قبل از عمل یا صحبت کردن فکر می‌کنند، به همین دلیل کمتر دچار خطا و اشتباه یا ضد و نقیض‌گویی می‌شوند.

- چون دارای ذهن مثبت هستند، می‌توانند افکار خود را کنترل کنند.

- اگر از آنها خواسته شود درباره ی موضوعی اظهارنظر کنند، با وجود تفکر در جنبه‌های منفی، موارد مثبت آن را بیان می‌کنند و موضوع را به فال نیک می‌گیرند به عبارت دیگر «نیمه ی پرلیوان را می‌بینند» .

- مشکلات را ناچیز شمرده و برای حل آنها از توانایی خود و راهنمایی دیگران استفاده می‌کنند.

- اغلب اوقات بشاش، سرزنده، پرانرژی، توانا و خوش‌ مشرب هستند.

- همه چیز در نظر آنها زیبا و لذت‌بخش بوده و سعی می‌کنند از مواهب زندگی بیشترین استفاده را ببرند.

- در ارتباط‌های اجتماعی خود با دیگران حسن ظن دارند (مگر خلاف آن را ببینند) و سعی می‌کنند در حد توان به دیگران خدمت و کمک کنند.

ویژگی‌های افراد منفی‌نگر:

همیشه از وضعیت موجود و گذشته ی خود شکایت دارند و نسبت به آینده بدبین هستند.

- غالباً با نظرات دیگران بدون دلیل منطقی مخالفت می‌کنند.

- در گفتارهای خود از کلمات و عبارات منفی به کرات استفاده می‌کنند.

- در برخورد با کوچکترین مانعی از تلاش دست می‌کشند و دیگران یا شرایط را عامل شکست و بدبختی خود می‌دانند.

- تمرکز فکر ندارند و ضد و نقیض صحبت می‌کنند و در رفتارهایشان خطا و اشتباه زیاد است، به عبارت دیگر «اول عمل می‌کنند بعد فکر!»

- چون منفی نگر هستند، افکارشان بر آنها تسلط دارد.

- اگر از آنها خواسته شود درباره ی موضوعی نظر بدهند فقط به جنبه‌های منفی آن توجه کرده و همان را بیان می‌کنند. به قول معروف «نیمه خالی لیوان را می‌بینند!»

- از کاه کوه می‌سازند و از درگیر شدن با مشکلات گریزانند.

- غالباً افسرده، کج خلق، بدخواب، کم اشتها، عصبی و ناتوان هستند.

- همه‌چیز در نظر آنها غم‌انگیر و ناامید کننده است و از آنچه دارند، هیچ لذتی نمی‌برند.

- در ارتباط‌های اجتماعی خود به همه کس و همه چیز شک و سوء‌ظن دارند و فکر می‌کنند که همه علیه آنها توطئه می‌کنند.

 

بر گرفته از سایت: پارسی طب

حالا شما مثبت اندیش هستید یا منفی نگر؟

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم اسفند 1390ساعت 1:44  توسط ghazal  | 

عیییییییییییییییییییییییییییید نوروز

انسان‏، از نخستین ادوار زندگی اجتماعی، متوجه بازگشت و تكرار برخی از رویدادهای طبیعی، یعنی تكرار فصول شد. نیاز به محاسبه در دوران كشاورزی ، یعنی نیاز به دانستن زمان كاشت و برداشت، فصل بندی ها و تقویم دهقانی و زراعی را به وجود آورد. نخستین محاسبه فصل ها، بی گمان در همه جوامع با گردش ماه كه تغییر آن آسانتر دیده می شد صورت گرفت. و بالاخره در نتیجه نارسایی ها و ناهماهنگی هایی كه تقویم قمری، با تقویم دهقانی داشت، محاسبه و تنظیم تقویم بر اساس گردش خورشید صورت پذیرفت. سال در نزد ایرانیان از زمانی نسبتا كهن به چهار فصل سه ماهه تقسیم شده و همان طور كه ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه آورده است آغاز سال ایرانی از زمان خلقت انسان ( یعنی ابتدای هزاره هفتم از تاریخ عالم) روز هرمز از ماه فروردین بود، وقتی كه آفتاب در نصف النهار ، در نقطه اعتدال ربیعی ، و طالع سرطان بود.

 پیدایش جشن نوروز 

جشن نوروز را به نخستین پادشاهان نسبت می دهند. شاعران و نویسندگان قرن چهارم و پنجم هجری چون فردوسی، عنصری، بیرونی، طبری و بسیاری دیگر كه منبع تاریخی و اسطوره ای آنان بی گمان ادبیات پیش از اسلام بوده ، نوروز را از زمان پادشاهی جمشید می دانند.

در خور یادآوری است كه جشن نوروز پیش از جمشید نیز برگزار می شده و ابوریحان نیز با آن كه جشن را به جمشید منسوب می كند یادآور می شود كه : «آن روز كه روز تازه ای بود جمشید عید گرفت؛ اگر چه پیش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود».

روایت های اسلامی درباره نوروز

آورده اند كه در زمان حضرت رسول (ص) در نوروز جامی سیمین كه پر از حلوا بود برای پیغمبر هدیه آوردند و آن حضرت پرسید كه این چیست؟ گفتند كه امروز نوروز است. پرسید كه نوروز چیست؟ گفتند عید بزرگ ایرانیان. فرمود: آری، در این روز بود كه خداوند عسكره را زنده كرد. پرسیدند عسكره چیست؟ فرمود عسكره هزاران مردمی بودند كه از ترس مرگ ترك دیار كرده و سر به بیابان نهادند و خداوند به آنان گفت بمیرید و مردند. سپس آنان را زنده كرد وابرها را فرمود كه به آنان ببارند از این روست كه پاشیدن آب در این روز رسم شده. سپس از آن حلوا تناول كرد و جام را میان اصحاب خود قسمت كرده و گفت كاش هر روزی بر ما نوروز بود.

و نیز حدیثی است از معلی بن خنیس كه گفت: روز نوروز بر حضرت جعفر بن محمد صادق در آمدم گفت آیا این روز را می شناسی؟ گفتم این روزی است كه ایرانیان آن را بزرگ می دارند و به یكدیگر هدیه می دهند. پس حضرت صادق گفت سوگند به خداوند كه این بزرگداشت نوروز به علت امری كهن است كه برایت بازگو می كنم تا آن را دریابی. پس گفت: ای معلی ، روز نوروز روزی است كه خداوند از بندگان خود پیمان گرفت كه او را بپرستند و او را شریك و انبازی نگیرند و به پیامبران و راهنمایان او بگروند. همان روزی است كه آفتاب در آن طلوع كرد و بادها وزیدن گرفت و زمین در آن شكوفا و درخشان شد. همان روزی است كه كشتی نوح در كوه آرام گرفت. همان روزی است كه پیامبر خدا، امیر المومنین علی (ع) را بر دوش خود گرفت تا بت های قریش را از كعبه به زیر افكند. چنان كه ابراهیم نیز این كار را كرد. همان روزی است كه خداوند به یاران خود فرمود تا با علی (ع) به عنوان امیر المومنین بیعت كنند. همان روزی است كه قائم آل محمد (ص) و اولیای امر در آن ظهور می كنند و همان روزی است كه قائم بر دجال پیروز می شود و او را در كنار كوفه بر دار می كشد و هیچ نوروزی نیست كه ما در آن متوقع گشایش و فرجی نباشیم، زیرا نوروز از روزهای ما و شیعیان ماست.

جشن نوروز

جشن نوروز دست كم یك یا دو هفته ادامه دارد. ابوریحان بیرونی مدت برگزاری جشن نوروز را پس از جمشید یك ماه می نویسد: « چون جم درگذشت پادشاهان همه روزهای این ماه را عید گرفتند. عیدها را شش بخش نمودند: 5 روز نخست را به پادشاهان اختصاص دادند، 5 روز دوم را به اشراف، 5 روز سوم را به خادمان و كاركنان پادشاهی، 5 روز چهارم را به ندیمان و درباریان ، 5 روز پنجم را به توده مردم و پنجه ششم را به برزگران. ولی برگزاری مراسم نوروزی امروز، دست كم از پنجه و «چهارشنبه آخر سال» آغاز می شود و در «سیزده بدر» پایان می پذیرد. ازآداب و رسوم كهن پیش از نوروز باید از پنجه، چهارشنبه سوری و خانه تكانی یاد كرد.

پنجه (خمسه مسترقه)

بنابر سالنمای كهن ایران هر یك از 12 ماه سال 30 روز است و پنج روز باقیمانده سال را پنجه، پنجك، یا خمسه مسترقه، گویند. این پنج روز را خمسه مسترقه نامند از آن جهت كه در هیچ یك از ماه ها حساب نمی شود. مراسم پنجه تا سال 1304 ، كه تقویم رسمی شش ماه اول سال را سی و یك روز قرارداد، برگزار می شد.

میر نوروزی

از جمله آیین های این جشن 5 روزه، كه در شمار روزهای سال و ماه و كار نبود، برای شوخی و سرگرمی حاكم و امیری انتخاب می كردند كه رفتار و دستورهایش خنده آور بود و در پایان جشن از ترس آزار مردمان فرار می كرد. ابوریحان از مردی بی ریش یاد می كند كه با جامه و آرایشی شگفت انگیز و خنده آور در نخستین روز بهار مردم را سرگرم می كرد و چیزی می گرفت. و هم اوست كه حافظ به عنوان « میرنوروزی» دوران حكومتش را « بیش از 5 روز» نمی داند.

از برگزاری رسم میر نوروزی، تا لااقل 70 سال پیش آگاهی داریم. بی گمان كسانی را كه در روزهای نخست فروردین، با لباس های قرمز رنگ و صورت سیاه شده در كوچه و گذر وخیابان می بینیم كه با دایره زدن و خواندن و رقصیدن مردم را سرگرم می كنند و پولی می گیرند بازمانده شوخی ها و سرگرمی های انتخاب «میر نوروزی» و «حاكم پنج روزه » است كه تنها در روزهای جشن نوروزی دیده می شوند و آنان در شعرهای خود می گویند: «حاجی فیروزه، عید نوروزه، سالی چند روزه».

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1390ساعت 18:5  توسط ghazal  | 

چهارشنبه سوری چه طور بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چهارشنبه‌سوری یکی از جشن‌های ایرانی است که در شب آخرین چهارشنبهٔ سال (سه‌شنبه شب) برگزار می‌شود.

در شاهنامهٔ فردوسی اشاره‌هایی درباره بزم چهارشنبه‌ای در نزدیکی نوروز وجود دارد که نشان‌دهندهٔ کهن بودن این جشن است. مراسم سنّتی مربوط به این جشن ملّی، از دیرباز در فرهنگ سنّتی مردمان ایران زنده نگاه داشته شده‌است.[۱]

واژهٔ «چهارشنبه‌سوری» از دو واژهٔ چهارشنبه که نام یکی از روزهای هفته‌است و سوری که به معنی سرخ است ساخته شده‌است. آتش بزرگی تا صبح زود و برآمدن خورشید روشن نگه داشته می‌شود[۲] که این آتش معمولاً در بعد از ظهر زمانی که مردم آتش روشن می‌کنند و از آن می‌پرند آغاز می‌شود و در زمان پریدن می‌خوانند: «زردی من از تو، سرخی تو از من» در واقع این جمله نشانگر یک تطهیر و پاک‌سازی مذهبی است که واژه «سوری» به معنی «سرخ» به آن اشاره دارد.[۳] به بیان دیگر شما خواهان آن هستید که آتش تمام رنگ پریدیگی و زردی، بیماری و مشکلات شما را بگیرد و بجای آن سرخی و گرمی و نیرو به شما بدهد. چهارشنبه‌سوری جشنی نیست که وابسته به دین یا قومیّت افراد باشد و در میان بیشتر ایرانیان رواج دارد.

 
رقص با آتش

یکی از جشن‌های آتش که در ایران باستان برای پیش درآمد یا پیش‌باز نوروز برگزار می‌شده و آمیزه‌ای از چند آیین گوناگون است، جشن سوری بوده‌است. سوری به یک چم(معنی) سرخی است و اشاره به سرخی آتشی است که در این روز می‌افروخته‌اند. در تاریخ بخارا آمده‌است:«چون امیر سدید منصوربن نوح به ملک نشست، هنوز سال تمام نشده بود که در شب سوری چنان که عادت قدیم است آتشی عظیم افروختند..». این آتش را در شب سوری که هم‌زمان با روزهای بهیژک یا پنچهٔ دزدیده بود برای گریزاندن سرما و فراخوانی گرما، آن هم بیشتر بر روی بامها می‌افروختند که هم شگون داشته و هم به باور نیاکانمان، تنورهٔ آتش و دود بر بامها، فروهر درگذشتگان را به خانه‌های خود رهنمون می‌کرده‌است. به دیگر سخن این آتش افروزی بر بام خانه‌ها، فرجامین گام از آیین‌های گاهنبار پنجه یا ده روز پایان سال است. این ده روز را ده روز فروردیان یا فروردیگان می‌گویند که دربرگیرندهٔ پنجه کوچک(پنج روز نخست-اشتاد روز تا اناران- از ماه اسفند در گاهشماری زرتشتی، برابر با بیست و پنجم اسفند ماه بنا به گاهشمار رسمی کشور) و پنجه بزرگ (پنجهٔ دزدیه، پنج روز پایان سال) می‌باشد.[۵]

چند روز پیش از نوروز مردمانی به نام آتش‌افروزان که پیام‌آور این جشن اهورایی بودند به شهرها و روستاها می‌رفتند تا مردم را برای این آیین آماده کنند. آتش افروزان، زنان و مردانی بسیار هنرمند بودند که با برگزاری نمایشهای خیابانی، دست‌افشانی‌ها، سرودها و آوازهای شورانگیز به سرگرم کردن و خشنود ساختن مردمان می‌پرداختند؛ آنها از هفت روز پیش از نوروز تا دو هفته پس از نوروز با پدید آمدن تاریکی شامگاه، در تمامی جایهای شهر و ده آتش می‌افروختند و آن را تا برآمدن خورشید روشن نگاه می‌داشتند. این آتش، نماد و نشانهٔ نیروی مهر و نور و دوستی بود. هدف آتش‌افروزان برگرداندن نیروی فزاینده و نیک به مردمان برای چیره شدن بر غم و افسردگی بود. همین هدف مهمترین دلیل برپایی جشن سده در میانه زمستان هم هست.[۶]

شگفت اینجاست که آیین آتش‌افروزی پیش از نوروز به گونه‌های دیگر در نزد مردمان دیگر کشورها نیز پدیدار می‌شود! آریاییان قفقاز هنوز در این شب هفت توده آتش می‌افروزند و از روی آن می‌جهند. بنا به آیینی کهن در سوئد، شبی که والبوری خوانده می‌شود را به عنوان آغاز بهار می‌شمارند و در آن آتشی بزرگ افروخته و پیرامون آن به جشن و شادی می‌پردازند. همچنین نمونه دوردستی از آتش‌افروزی نوروزی را در نزد مردم روستاهای جنوب کشور رومانی گزارش کرده‌اند.

آیین آتش‌افروزی تا روزگار ما بر جای مانده و نام «چهارشنبه سوری» بر خود گرفته‌است. در ایران باستان بخش‌بندی هفته به شنبه و چهارشنبه و... نبوده و در گاهشماری ایرانیان هر یک از ۳۰ روز ماه نامی ویژه داشته‌است (امرداد، دی بآذر، آذر،... ، سروش، رشن، فرودین، ورهرام،... ، شهریور، سپندارمزد، خورداد و..). «هفته» ریشه در ادیان سامی دارد، که باور داشتند خداوند، جهان را در ۶ روز آفرید و روز هفتم به استراحت پرداخت و آفرینش پایان یافت؛ و از همین رو روز هفتم را به زبان یهودی شنبد یا شنبه نامیده‌اند که به معنی فراغت و آسایش است. بخش‌بندی روزها به هفته از یهود به عرب و از اعراب به ایرانیان رسیده‌است. اعراب دربارهٔ هر یک از روزهای هفته باورهایی داشته‌اند؛ برای نمونه اینکه ۴ شنبهٔ هر هفته روز شومی است.[۷]

منوچهری دامغانی هم اینگونه به این باور اشاره می‌کند: چهارشنبه که روز بلاست باده بخور / به ساتکین می‌خور تا به عافیت گذرد

تصویری از یکی از دیوار نگاره‌های چهل‌ستون، متعلق به دوران صفویه که جشن و پایکوبی ایرانیان را در شب چهارشنبه‌سوری به تصویر کشیده‌است.

جشن «سور» از گذشته بسیار دور در ایران مرسوم بوده‌است که جشنی ملی و مردمی است و «چهارشنبه سوری» نام گرفته‌است که طلایه‌دار نوروز است.[۸][منبع دقیق نیست]

در ایران باستان در پایان هر ماه جشن و پای‌کوبی با نام سور مرسوم بوده‌است و از سوی دیگر چهارشنبه نزد اعراب «یوم الارباع» خوانده می‌شد و از روزهای شوم و نحس بشمار می‌رفت و بر این باور بودند که روزهای نحس و شوم را باید با عیش و شادمانی گذراند تا شیاطین و اجنه فرصت رخنه در وجود آدمیان را نیابند. بدین ترتیب ایرانیان آخرین جشن آتش خود را به آخرین چهارشنبه سال انداختند و در آن به شادمانی و پایکوبی پرداختند تا هم جشن ملی خود را حفظ کنند و هم بهانه بدست دیگران ندهند و بدین ترتیب چشن سوری از حادثه روزگار مصون ماند و برای ایرانیان تا به امروز باقی ماند.[۹][۱۰]

مختار ثقفی برای خونخواهی از عاملین واقعه کربلا، در شهر کوفه که بیشتر آنان عرب بوده‌اند از این فرصت سود برد و در زمان همین جشن که مصادف با چهارشنبه بود بسیاری از آنان را قصاص کرد.[نیازمند منبع]

دیدگاه زرتشتیان

از نظر زرتشتیان مراسمی که امروزه برپا می‌شود به طوری کلی متفاوت با آن روزگار است چراکه آتش نماد مقدسی است و پریدن از روی آن به نوعی بی‌احترامی به آن نماد تلقی می‌شود.[۱۱] جشن آتش در واقع پیش درآمد جشن نوروز است که نوید دهنده رسیدن بهار و تازه شدن طبیعت است. کوروش نیکنام، موبد زرتشتی و پژوهشگر در این باره می گوید: "ما زرتشتیان در کوچه ها آتش روشن نمی کنیم و پریدن از روی آتش را زشت می دانیم.[۱۲]

برخی آیین‌های سوری

سال نو - کوزهٔ نو

ایرانیان در شب چهارشنبه سوری کوزه‌های سفالی کهنه را بالای بام خانه برده، به‌زیر افکنده و آن‌ها را می‌شکستند و کوزهٔ نویی را جایگزین می‌ساختند. که این رسم اکنون نیز در برخی از مناطق ایران معمول است و بر این باورند که در طول سال بلاها و قضاهای بد در کوزه متراکم می‌گردد که با شکستن کوزه، آن بلاها دور خواهد شد.

آجیل مشگل‌گشای، چهارشنبه سوری

در گذشته پس ار پایان آتش‌افروزی، اهل خانه و خویشاوندان گرد هم می‌آمدند و آخرین دانه‌های نباتی مانند: تخم هندوانه، تخم کدو، پسته، فندق، بادام، نخود، تخم خربزه، گندم و شاهدانه را که از ذخیره زمستان باقی مانده بود، روی آتش مقدس بو داده و با نمک تبرک می‌کردند و می‌خوردند. آنان بر این باور بودند که هر کس از این معجون بخورد، نسبت به افراد دیگر مهربان‌تر می‌گردد و کینه و رشک از وی دور می‌گردد. امروزه اصطلاح نمک‌گیرشدن و نان و نمک کسی را خوردن و در حق وی خیانت نورزیدن، از همین باور سرچشمه گرفته‌است.

پختن حلوا

فال‌گوشی و گره‌گشایی

یکی از رسم‌های چهارشنبه‌سوری است که در آن دختران جوان نیت می‌کنند، پشت دیواری می‌ایستند و به سخن رهگذران گوش فرامی‌دهند و سپس با تفسیر این سخنان پاسخ نیت خود را می‌گیرند.

قاشق‌زنی

در این رسم دختران و پسران جوان، چادری بر سر و روی خود می‌کشند تا شناخته نشوند و به در خانهٔ دوستان و همسایگان خود می‌روند. صاحبخانه از صدای قاشق‌هایی که به کاسه‌ها می‌خورد به در خانه آمده و به کاسه‌های آنان آجیل چهارشنبه‌سوری، شیرینی، شکلات، نقل و پول می‌ریزد. دختران نیز امیدوارند زودتر به خانه بخت بروند.

شال انداختن

شال‌اندازی از دیگر مراسم شب سوری است که تاکنون اعتبار خود را در شهرها و روستاهای همدان و زنجان حفظ کرده‌است. پس از خاموشی آتش و کوزه‌شکستن و فالگوشی و گره‌گشایی و قاشق‌زنی جوانان نوبت به شال‌اندازی می‌رسد. جوانان چندین دستمال حریر و ابریشمی را به یکدیگر گره زده، از آن طنابی رنگین به بلندی سه متر می‌ساختند. آنگاه از راه پلکان خانه‌ها یا از روی دیوار، آنرا از روزنه دودکش وارد منزل می‌کنند و یک سر آن را خود در بالای بام در دست می‌گرفتند، آنگاه با چند سرفه بلند صاحبخانه را متوجه ورودشان می‌سازند. صاحبخانه که منتظر آویختن چنین شال‌هایی هستند، به محض مشاهده طناب رنگین، آنچه قبلاً آماده کرده، در گوشه شال می‌ریزند و گره‌ای بر آن زده، با یک تکان ملایم، صاحب شال را آگاه می‌سازند که هدیه سوری آماده‌است. آنگاه شال‌انداز شال را بالا می‌کشد. آنچه در شال است هم هدیه چهارشنبه سوری است و هم فال. اگر هدیه نان باشد آن نشانه نعمت است، اگر شیرینی نشانه شیرین کامی و شادمانی، انار نشانه کسرت اولاد در آینده و گردو نشان طول عمر، بادام و فندق نشانه استقامت و بردباری در برابر دشواری‌ها، کشمش نشانه پرآبی و پربارانی سال نو و اگر سکه نقره باشد نشانه سپیدبختی است.

چهارشنبه سوری در شهرهای گوناگون

شیراز

افروختن آتش در معابر و خانه‌ها، فالگوشی، اسپند دود کردن، نمک گرد سر گرداندن. در موقع اسفند دودکردن و نمک گردانیدن، وردهای مخصوصی وجود دارد که زنان می‌خوانند. در گذشته قلمرو چهارشنبه سوری در شیراز صحن بقعه شاه چراغ بوده و در آنجا نیز توپ کهنه‌ای است که مانند توپ مروارید تهران زنان از آن حاجت می‌خواهند.[۱۳]

اصفهان

افروختن آتش در معابر، کوزه‌شکستن، فالگوشی، گره‌گشایی و غیره کاملاً متداول است و تمام آن آدابی که در تهران معمول است در اصفهان نیز رواج دارد. شکوه شب چهارشنبه‌سوری در اصفهان از تمام شهرهای ایران بیشتر است.[۱۴]

تبریز

آتش‌بازی و گره‌گشایی از قدیم معمول بوده‌است. آتش‌افروختن در این اواخر متداول شده‌است.در گذشته به جای آتش‌افروختن و پریدن از روی آن صبح روز چهارشنبه کودکان و جوانان از روی آب روان پریده و جمله « آتيل ماتيل چرشنبه بختيم آچيل چرشنبه» را میگفتند.آجیل و میوه خشک خوردن از ضروریات است و ترک نمی‌شود اگر دوست یا مهمان و تازه‌واردی داشته باشند باید حتماً شب چهارشنبه‌سوری خوانچه‌ای از آجیل خام و میوه خشک برای او بفرستند. در تبریز آب‌پاشی از بام خانه‌ها بر سر عابرین نیز رایج است که از آداب دوران ساسانیان بوده و هنوز در میان ارمنیان و زردشتیان ایران معمول است که در یکی از جشن‌های خود بر یکدیگر آب می‌ریزند.[۱۵]

اهواز

در اهواز نیز مانند بیشتر نقاط ایران در آخرین سه‌شنبه شب سال برگزار می‌شود. این مراسم معمولا با حوادثی نظیر آتش‌سوزی و آسیب‌دیدگی‌های جسمی نیز همراه است.[۱۶] این مراسم بیش‌تر در زیتون کارمندی و کارگری, کیانپارس, شهرک نفت و طالقانی, شرکت‌کنندگان بیشتری دارد و بهمین خاطر معمولا در مسیرهای منتهی به این نواحی محدودیت‌های ترافیکی چند ساعته درنظر گرفته می‌شود.[۱۷] از دیگر آئین‌های چهارشنبه سوری که در اهواز اجرا می‌شود مراسم قاشق‌زنی می‌باشد که بیشتر کودکان به آن می‌پردازند.[۱۸]

منتقدان چهارشنبه سوری

نویسندگان و نظریّه‌پردازان اسلامگرا جشن‌های چهارشنبه سوری و نوروز را آیینی ناپسند و مذموم می‌دانستند. برخی روحانیون پس از انقلاب سال ۵۷ سعی در زدودن این جشنها از تقویم ایران کردند.[۱۹] در اسفند ماه سال ۱۳۸۸، خامنه ای در پاسخ به سوالی در خصوص مراسم چهارشنبه سوری این مراسم را «مستلزم ضرر و فساد» دانست و خواستار اجتناب ازآن شد.[۲۰] مرتضی مطهری چهارشنبه سوری را از آن «احمق‌ها» می‌دانست.[۲۱] مکارم شیرازی نیز چهارشنبه سوری را حرام دانست و گفت:چهارشنبه سوری یک سنت خرافی است، نباید سنت خرافی را احیا کنیم و از همه اینها گذشته اسراف در مال است و نباید اسراف در مال کرد.

در سال‌های اخیر، رسانه‌های ایران توجّه بیشتری به خطرات احتمالی ناشی از این مواد نشان می‌دهند


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1390ساعت 18:1  توسط ghazal  | 

سخت نگیر تا از زندگی لذت ببری

روزهای کودکیتان را به خاطر دارید؟ آن روزها هیچ چیز به نظرتان پیجیده نمی رسید. تنها چیزی که به آن فکر می کردیم مداد رنگی و شکلات و عیدی بود. چیزهایی که نمی دانستیم هیچ اهمیتی برایمان نداشتند چون به چیزهایی که احتمال داشت اذیتمان کنند کاملاً بی توجه بودیم. اما هرچه سنمان بالاتر رفت نسبت به چیزهای اطرافمان حساسیت بیشتری پیدا کردیم. مثلاً زندگی و مرگ، دوست داشتن و جدایی، موفقیت و شکست. متوجه شدیم که تقریباً هر روز مجبوریم که نگران آدم ها و اتفاقات مختلف باشیم. با اینحال، همیشه این را به یاد داشته باشید: هیچوقت فکر نکنید که این چیزها مسئول احساس شما هستند. اتفاقات و موقعیت ها نیستند که آزارتان می دهند، این نگرش شما به آنهاست که چنین حسی ایجاد می کند. چیزهای ساده را جدی بگیرید: به قدرت لبخند و خنده، بوسه و آغوش اعتماد کنید. مهربانی، صداقت، رویا و خیال را باور کنید. مثبت زندگی کردن اولین قدم برای خوشبختی است. خود را رها کنید به اشتباهاتتان بخندید احتمالاً وقتی را به خاطر می آورید که میخواستید سخنرانی کنید و یکدفعه احساس کردید که ذهنتان در وسط سخنرانی خالی شد. حسابی ترسیده بودید. اما به احتمال خیلی زیاد شنوندگانتان ظرف یکی دو روز به کلی آن را فراموش کرده اند. همه ما گه گاه خراب می کنیم. اما خوشبختانه مردم این چیزها را خیلی زود فراموش می کنند. • اطرافتان را با چیزهایی پر کنید که دوست دارید. • از لحظاتتان فیلمبرداری کنید و آن را بعنوان یادگاری نگه دارید. • خودتان را از آدمهایی که ناراحتتان می کنند دور نگه دارید. • اگر کارتان با وجود اینکه حقوق بالایی دارد اما برایتان خسته کننده است، قبل از اینکه از آن بیرون بیایید، کاری پیدا کنید که دوست دارید. • اگر کسی میخواهد مجبورتان کند که حرفش را قبول کنید با اینکه به هیچ وجه با او موافق نیستید، از آنها دوری کنید. • اگر مسافرتی بهتان پیشنهاد شده، حتماً بپذیرید. • درستان را ادامه دهید. • هیچوقت نمی دانید که چقدر می خواهید زندگی کنید پس از موقعیت های زندگی نهایت استفاده را ببرید. • برای خوشحال و خوشنود کردن دیگران به خودتان سختی ندهید. از عهده تان خارج است، هرچند ارزشش را هم ندارد. اما اگر می خواهید کار خوبی در حق کسی کنید، از عزیزانتان شروع کنید. • تناسب اندامتان را حفظ کنید. همان آدم جذابی باشید که همیشه تصور می کردید. قدردان سلامتیتان باشید. • فرضیات را کنار بگذارید. قبل از اینکه سخنرانیتان را خراب کنید، از فکر خراب کردن آن اعصاب خودتان را خرد نکنید. از اینکه ممکن است مصاحبه کاری را خراب کرده و کاری که می خواهید را از دست بدهید، از قبل نگران نباشید. بد نیست که انتظار اتفاقات بد را داشته باشیم اما نباید هم فقط انتظار اتفاقات بد داشته باشیم. • طرز تفکرتان را عوض کنید. وقتی کسی مسخره تان می کند، از سابقه خانوادگیتان انتقاد می کند یا برای اشتباهات گذشته محکومتان میکند، گوش هایتان را ببندید. لازم نیست هر چیزی که می شنوید را باور کنید. شما خودتان را بهتر از هر کس دیگری می شناسید. هیچوقت اجازه ندهید که برای خودتان افسوس بخورید. یادتان باشد: اینکه بقیه آدم ها نسبت به یک موقعیت مشابه چه واکنشی می دهند خود را ناراحت نکنید. وقتی دیدگاهتان منفی شده است، ناراحتید، عصبانی هستید، حسودی می کنید یا امثال آن، بدون اینکه بدانید همه انرژی و اشتیاق خودتان را هم کور می کنید. باید سعی کنید این احساسات منفی را در پایینترین حد نگه دارید چون مغلوب شدن در برابر این احساسات باعث می شود غیرمنطقی رفتار کنید و تصمیمات نادرستی بگیرید. همیشه به دنبال خوشبختی باشید مطمئن باشید که می توانید به آن برسید فقط باید بدانید که چه باید بکنید
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم اسفند 1390ساعت 2:15  توسط ghazal  | 

به شاد بودنتان در زندگی چه نمره ای میدهید؟

جملات زیر را به دقت بخوانید و با توجه به اینکه تا چه اندازه احساسات شما را توصیف می‌كنند، به آنها نمره‌ای از صفر تا 5 بدهید. مقیاس نمره‌دهی به صورت زیر است.

1ـ ارتباط نزدیكم را با كسانی كه دوستشان دارم حفظ می‌كنم.

2ـ‌ با اعضای خانواده‌ام به خوبی كنار می‌آیم.

3ـ زندگی‌ام سرشار از عشق است.

4ـ به كارگیری استعدادهایم كمك بزرگی به دیگران می‌كند.

5ـ كارم را دوست دارم.

6ـ در كارم به خوبی از استعدادهایم بهره می‌برم.

7ـ حداقل سه دوست صمیمی دارم كه منظم اوقاتم را با آنها سپری می‌كنم.

8ـ دوست خوبی هستم.

9ـ دیگران در صورت نیاز، از من درخواست كمك می‌كنند.

10ـ از مهربان بودن با دیگران احساس رضایت عمیقی می‌كنم.

11ـ قلباً ترجیح می‌دهم كه در روابطم اعطاكننده محبت باشم تا گیرنده آن.

12ـ به نیازها و احساسات دیگران بسیار حساسم.

13ـ زندگی‌ام سرشار از فعالیت‌های برانگیزاننده است.

14ـ چالش‌های هیجان‌انگیز را سرلوحه زندگی‌ام قرار می‌دهم.

15ـ به فعالیت‌های متعددی علاقه دارم كه می‌توانم به آنها بپردازم.

16ـ از خودم خوب مراقبت می‌كنم.

17ـ وقتی را برای استراحت و تفریح در زندگی‌ام در نظر می‌گیرم.

18ـ تندرستم.

19ـ به داشتن شخصیت جذاب و دلپذیر شهرت دارم.

20ـ در هر موقعیتی، نیمه پر لیوان را می‌بینم.

21ـ معتقدم همه چیز بالاخره درست می‌شود.

22ـ در شرایط پر استرس عملكرد خوبی دارم.

23ـ در اولویت‌بندی زمان و توان لازم برای انجام امور كفایت دارم.

24ـ به سادگی می‌توانم تا تمام شدن كارها از تفریح خودداری كنم.

25ـ در هر شرایطی و با هر موقعیتی، با آرامش برخورد می‌كنم.

26ـ استرسی كه تجربه می‌كنم در حدی است كه زندگی‌ام را جالب كند.

27ـ به ندرت تمام وقت خود را صرف انجام كار می‌كنم و زمانی را به خودم اختصاص می‌دهم.

28ـ از زندگی‌ام رضایت دارم.

29ـ شاد بودن را به همه چیز ترجیح می‌دهم.

30ـ در مورد آینده‌ام خوشبین هستم.

جمع كل از 150 نمره

نتیجه :

ـ پایین‌تر از 80 : افرادی كه نمره‌شان زیر 80 است شادكام نیستند و نیاز به تغییر سبك زندگی دارند. غم و ناراحتی در زندگی این افراد از جمله هیجانات غالب است.

ـ 80ـ 120: این افراد را نمی‌توان بسیار غمگین نامید. همان‌طور كه نمی‌توان آنها را شاد توصیف كرد. اگر نمره شما در این حدود قرار دارد، به راهبردهای این شماره برای افزایش شادكامی توجه كنید و سعی كنید نگرش مثبت‌تری به زندگی داشته باشید.

ـ بالاتر از 120:
‌اگر نمره شما بالاتر از 120 است، باید گفت كه شما فردی شاد هستید و تلاش كنید نگرش‌ها و هیجانات مثبتتان را در همین سطح حفظ كنید.

توکل بر خداوند، از عوامل شادی آفرین است؛ زیرا خداوند قدرتی بی انتهاست و دل بستن به او، مایه آرامش و نشاط است.
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم اسفند 1390ساعت 1:53  توسط ghazal  | 

30 کار 30 ثانیه ای برای داشتن زندگی بهتر

رفتار و طرز برخورد، شالوده و پایه ی موفقیت است. یک انسان سخاوتمند با رفتار و منشی مثبت مطمئناً کامیاب خواهد شد. اگر رفتارتان را تغییر دهید، ادراکتان، اعمالتان، و زندگی تان را تغییر داده اید؛ و با تغییر تک تک زندگی ها، دنیا تغییر خواهد کرد.

در این مقاله ۳۰ نوع کار را عنوان می کنیم که هر کدام فقط ۳۰ ثانیه زمان می برد. تصور کنید اگر میلیون ها یا بیلیون ها انسان روی زمین اگر فقط یکی از این کارها را انجام بدهند، دنیا چطور تغییر می کرد؟ به همین خاطر سعی کردیم راه های جدیدی برای رشد و پیشرفت شخصی به رایتان عنوان کنیم که می توانید در کمتر از ۳۰ ثانیه آن ها را انجام دهید.

۱- تُن صدایتان را تغییر دهید. برای ۳۰ ثانیه سعی کنید نرم تر، آرام تر، و کمی خوشایندتر صحبت کنید. با نتایج شگفت انگیزی روبه رو خواهید شد. آیا می دانستید وقتی با صدای نرم تر و آرام تر به بچه ها دستور بدهید، نسبت به اینکه سرشان داد بزنید، تأثیر بیشتری خواهد داشت؟ اگر در کار خسته شده اید، حتی فقط برای ۳۰ ثانیه سعی کنید لحن صدایتان را آرام تر کنید، شاید زودتر به نتیجه رسیدید!

۲- ایده های قدیمیتان را به یاد آورده و دوباره آن ها را از سر گیرید. برای ۳۰ ثانیه، ایده قدیمیتان را دوباره امتحان کنید. آیا این ایده ی یک اختراع، یک پروژه کاری، یا کاری بوده که به نظرتان خسته کننده می آمده؟ یکی از آن کارها را انتخاب کرده و یک بار دیگر امتحانش کنید. تصور کنید اگر همه ی آدم ها اینقدر جرات داشتند که از نبوغ خدادادی در جهت استعدادهایشان بهره گیرند چه می شد؟ می دانید چه چیزهای جدیدی در دنیا ابداع می شد؟

۳- برای ۳۰ ثانیه به یک نفر یک فرصت دوباره بدهید. یک بار دیگر به حرف هایش گوش دهید یا یک بار دیگر به او فرصت دهید شاید که تغییر کرده باشد.

۴- به فرزندانتان بگویید «دوستتان دارم» و «به شما افتخار می کنم.» به چشم هایشان نگاه کنید، و به آن ها نشان دهید که چقدر به رایشان ارزش قائلید. تصور کنید اگر همه ی والدین ۳۰ ثانیه در روز هم که شده به فرزندانشان اطمینان خاطر می دادند، دنیا چه تغییری می کرد…

۵- دفعه ی بعدی که منتظر خشنودی آنی یا چیزی بودید که نمی توانید در همان لحظه داشته باشید، برای آنچه که در حال حاضر دارید، ۳۰ ثانیه از خدا تشکر و قدردانی کنید. این کار باعث تغییر رفتارتان خواهد شد.

۶- ۳۰ ثانیه محکم تر و صاف تر بایستید، و سرتان را بالاتر بگیرید. در چشم های دیگران نگاه کنید و با اطمینان بیشتر راه بروید. ببینید چه احساس خوبی دارد.

۷- کاری را که قبلاً از انجام آن دست کشیده اید و نیمه رها کرده اید را انتخاب کنید که امروز انجامش دهید. ۳۰ ثانیه بیشتر طول نمی کشد که برای انجام کاری تصمیم بگیرید. قولتان را پیش خودتان نگه دارید و مطمئن باشید که حتماً انجامش خواهید داد.

۸- به هم ریختگی هایی که کس دیگری ایجاد کرده را تمیز و مرتب کنید.

۹- از کسی تعریف و تمجید کنید.

۱۰- برای چیزی یا کسی که باورش دهید، بایستید. یک جمله ی حمایت کننده، حوزه ی نفوذ شما را گسترده تر خواهد کرد.

۱۱- کسی را در کارش تشویق کنید و به او اطمینان خاطر بدهید. به او بگویید که «تو می توانی!» او را باور داشته باشید و این باور را نشان دهید.

۱۲- کسی را که دوست دارید بیشتر با او آشنا شوید را به خانه تان دعوت کنید. می توانید شام را کنار هم صرف کنید. از این دعوت برای یک دوستی تازه استفاده کنید.

۱۳- به مدت ۳۰ ثانیه در جمع همسرتان را ناز و نوازش کنید. دستتان را پشتش بکشید، انگشتانتان را در موهایش فرو ببرید، نرم و آرام بغلش کنید، دستش را به نرمی فشار دهید، یا حتی یک بوسه تند و چابک. خیلی خوب است اگر بچه هایتان بفهمند که پدر و مادرشان همدیگر را دوست دارند و برای ابراز علاقه به هم راحت هستند. مطمئناً اگر همه ی زوج ها فقط ۳۰ ثانیه در روز برای چنین کاری وقت می گذاشتند، این قدر زندگی های زناشویی درهم و برهم نبود.

۱۴- یک کلمه ی جدید (کلمه ای از زبانی خارجی که به خوبی به آن تسلط ندارید) یا یک چیز تازه در مورد یک فرهنگ دیگر یاد بگیرید.

۱۵- چکی به مبلغ %۱۰ از حقوق ماهانه تان بنویسید و به مؤسسات خیریه هدیه کنید.

۱۶- هر روز ۳۰ ثانیه برای غالب آمدن بر ترس ها و شجاعانه روبه رو شدن با همه ی موقعیت های زندگی تان دعا کنید. رفتاری مثبت و هدفی مثبت در ذهن داشته باشید. برای کارهای آن روزتان طبق اولویت ها برنامه ریزی کنید. بعد از ۳۰ ثانیه برای تغییر آماده خواهید بود.

۱۷- از کسی بپرسید، «حالت چطور است» و واقعاً به جوابی که به شما می دهد خوب گوش کنید.

۱۸- ۲۰ هزار تومان در یک پاکت گذاشته و با عنوان «ناشناس» برای کسی بگذارید که می دانید به آن احتیاج دارد. نیکوکاری بدون اینکه شناخته شوید احساسی فوق العاده در شما ایجاد خواهد کرد. امتحان کنید!

۱۹- یک اقدام سریع برای محیط زیست بکنید. به پرنده ها غذا بدهید، زباله ها و آشغال ها را جمع و جور کنید و…

۲۰- یک صبحانه ی عالی برای خود انتخاب کنید (انرژی روزانه ی خود را با یک تصمیم ۳۰ ثانیه ای شروع کنید). کمتر مواد قندی بخورید و بیشتر پروتئین و میوه بخورید و صبحانه ای سالم و مقوی برای خود انتخاب کنید.

۲۱- اگر خیلی وقت است که درون خانه یا شرکت هستید، بیرون بروید و اجازه بدهید که نور آفتاب روی صورتتان بنشیند. این کار حالتان را خیلی سریع بهبود خواهد داد.

۲۲- وقتی کسی از شما تقاضای کم خواست (کمک مالی)، پاسخ مثبت بدهید.

۲۳- برای انتخابات ثبت نام کنید. ۳۰ ثانیه برای ثبت نام وقت بگذارید و فرم را پر کنید. با این کار هر وقت موقع انتخابات شهر یا شورا رسید می توانید در این فعالیت مردمی شرکت کنید

۲۴- یک دانه بکارید (یا اگر وارد هستید، یک نهال بکارید). تصور کنید اگر میلیون ها آدم روی زمین این کار را بکنند دنیا چه تغییری خواهد کرد.

۲۵- چراغ اتاق هایی که خالی است را خاموش کنید (لامپ اضافی خاموش). هر ۳۰ ثانیه هم ارزش دارد.

۲۶- در سطل زباله ی خانه چند کیسه ی زباله بگذارید تا انواع مختلف زباله ها را جداگانه دور بریزید. شما بازیافت زباله را از همین امروز شروع کرده اید.

۲۷- یک عادت بدتان را در ۳۰ ثانیه ترک کنید؛ و ۳۰ ثانیه به ۳۰ ثانیه آن را تکرار کنید.

۲۸- ۳۰ ثانیه بخندید. استرستان فروکش خواهد کرد.

۲۹- آب بنوشید.

۳۰- ۳۰ ثانیه از هر آنچه که دارید احساس رضایت کنید؛ و همیشه قدردان نعمت های خداوند باشی.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم اسفند 1390ساعت 1:47  توسط ghazal  | 

در زندگی چند درصد دختران دوست پسر وجود دارد؟

تحقیقات نشان می‌دهد۸۰ درصد دختران دبیرستانی در ایران با یک پسر دوست هستند، حتی ممکن است ارتباط جنسی هم داشته باشند که خانواده‌ها و مسئولین مدارس از این موضوع بی‌اطلاع هستند.

این درحالی است که نوجوانان آگاهی کافی نسبت به این مسئله ندارند و ارتباطاتشان به ازدواج منجر نمی‌شود که این امر مطمئناً پیامدهای ناگواری را برای آنها به همراه خواهد داشت.
 
عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطایی با بیان این مطلب در جلسه سخنرانی درخصوص چالش‌های زندگی دختران و پسران دانشجو، سازنده‌ترین و بهترین راه برای پیش برد ارتباط و علاقمندی با جنس مخالف را در ازدواج دانست و گفت: شیفتگی پسران برای ازدواج معمولاً در سن ۱۹ تا ۲۰ سالگی اتفاق می‌افتد.

مراحل ارتباط میان دختران و پسران
دکتر “محمود گلزاری” در ادامه سخنان خود، به مراحل ارتباط میان دختران و پسران اشاره کرد و گفت: مرحله اول در سنین زیر دبستان صورت می‌گیرد که گرایش به دوستی با جنس مخالف در این سن زیاد بوده و تفاوت جنسی در میان آنها وجود ندارد. وی همچنین مرحله دوم ارتباط دختران و پسران را در سن ۶ تا ۱۲ سالگی عنوان کرد و گفت: در این سنین هویت جنسی افراد شکل می‌گیرد.
 
وی افزود، با توجه به تحقیقاتی که در این خصوص در کشور امریکا صورت گرفته است ۹۵ درصد دختران و پسران دوستانشان از جنس خودشان هستند، به عبارت دیگر این دو جنس در سن دبستان از هم فاصله می‌گیرند. وی همچنین مرحله سوم ارتباط میان دختران و پسران را در سنین نوجوانی عنوان کرد و افزود، دختران در سن ۱۲ سالگی و پسران در سن ۱۳ تا ۱۴ سالگی گرایش شان برای ارتباط با جنس مخالف بیشتر می‌شود.

در جوامع غربیوی همچنین در ادامه سخنان خود به تشریح الگوی فرهنگ غرب پرداخت و گفت: در جوامع غربی ملاقات‌های عاشقانه امری خوب و پسندیده محسوب می‌شود و باعث ایجاد اعتماد بنفس در افراد می‌گردد اما این امر پیامدها و مشکلاتی را به همراه دارد که یکی از آنها مراقبت و جلوگیری از در سنین قبل از ۱۷ سالگی است و از ۱۷ سالگی به بعد نیز خطرات ناشی از بیماری‌های آمیزشی مانند ایدز، بارداری و… در این جوامع وجود دارد.

وی همچنین به نتایج بدست آمده در کشورهای غربی در خصوص ارتباط‌های جنسی در سنین نوجوانی پرداخت و گفت: در غرب سالیانه بیش از یک میلیون نوجوان ۱۳ تا ۱۷ ساله دختر باردار می‌شوند و سالی ۵۰۰ هزار نوزاد از این طریق متولد می‌شود و نیز سه میلیون نفر به بیماری‌های آمیزشی مبتلا می‌شوند. همه این موارد در حالی صورت می‌گیرد که در مدارس به دانش آموزان روش‌های جلوگیری از بارداری آموزش داده می‌شود.

ارتباط جنسی در ایران
دکتر گلزاری در ادامه سخنان خود افزود، در ایران ۸۰ درصد دختران دبیرستانی با یک پسر دوست هستند و حتی ممکن است ارتباط جنسی هم داشته باشند که خانواده‌ها و مسئولین مدارس از این موضوع بی‌اطلاع هستند و این درحالی است که نوجوانان آگاهی کافی نسبت به این مسئله ندارند و ارتباطاتشان به ازدواج منجر نمی‌شود که این امر مطمئناً پیامدهای ناگواری را برای آنها به همراه خواهد داشت.

نامه های دختران و پسران
وی همچنین به نتایج به دست آمده در تحقیقات و پژوهش‌هایی که در این زمینه در ایران صورت گرفته است اشاره کرد و گفت: در حدود ۲۰ سالی که من در این زمینه تحقیق و پژوهش انجام داده‌ام، در نامه‌هایی که از سوی ۸۵ درصد از دختران در خصوص ارتباط‌های عاشقانه دریافت کرده‌ام مربوط به سن ۱۲ تا ۲۵ سالگی بوده و ۱۵ درصد از نامه‌ها مربوط به پسران بین ۱۴ تا ۱۷ ساله است. در این میان دختران بیش از پسران آسیب پذیر بوده و با پیامدهای بیشتری در این خصوص مواجه خواهند شد.

دکتر گلزاری همچنین بر لزوم آموزش و افزایش آگاهی در بین دانش آموزان تاکید کرد و گفت: ما باید گرایش ارتباط میان دختران و پسران را امری طبیعی قلمداد کنیم و با مطالعه و تحقیق در این خصوص راهکارهای مناسبی را در چارچوب فرهنگ جامعه خود ارایه نماییم.
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم اسفند 1390ساعت 1:43  توسط ghazal  |